حریم من[یک چالش me tooی با تاخیر :) ]

میدونم منی که کنکور دارم نباید بشینم و یه پستی به این اندازه طولانی ، اونم درمورد موضوعی به این اندازه حساس بنویسم، ولی واقعا این مسئله ذهنم رو خیلی وقته که درگیر کرده. مسئله حریم شخصیم در خیلی از موارد که حس میکنم توی جامعه دائما داره بهش بی توجهی میشه. بحث حریم درمورد اینکه یه سری از آدما توی دنیای واقعی با اینکه هیچ شناخت دقیقی از آدم ندارن و مثلا حتی اسم آدم رو نمیدونن ولی یهو یه سری سوالای شخصی عجیب مثل اینکه ترازت چقدره یا مثلا چقدر حقوق میگیری و... رو کلا میذارم واسه بعدا. الان دوست دارم درمورد حریم جسمی صحبت کنم. قبل از همه چیز باید بگم که با توجه به اینکه مسلمانم، قطعا یه قسمت خیلی بزرگی از تعریفم تحت تاثیر قوانین دینی‌ هست که واسه‌ی خودم تعیین کردم. اما به نظرم حتی اگه مسلمان هم نبودم یا یه سری قوانین دینی واسم مهم نبودن، همین تعریف دقیق و مشخص الان رو از این حریم جسمی داشتم بازم. و در واقع هر کسی با هر دین و ملیتی داره. اما نمیدونم چرا تا این حد این مسئله، خصوصا درمورد خانم ها نادیده گرفته میشه. این حجم از (معذرت میخوام واقعا که این کلمات رو به کار میبرم!) بی‌شعوری و بی‌درکی بعضیا از حریم بقیه واسم عجیبه. چند تا مثال خیلی کوچیک از این موارد رو میگم. اولین مثال تا حدودی مربوط به حریم شخصی غیر از حریم جسمی هم میشه.
سال اول دبیرستان بودم که به یه مراسمی از طرف یکی از بستگان دعوت شده بودیم که مختلط بود و چون مراسم شادی بود موسیقی و رقص و اینجور چیزا هم بود و تقریبا هفتاد درصد دخترای جمع حجاب نداشتن، [ که به من واقعا ربطی نداره و به تصمیمشون احترام میذارم:) ] و این وسط یکی از پیرزن های فامیل با نسبت فامیلی خیلییی دور با من، که از نظر عقلی کاملا سالم و هوشیار هم بود، شروع کرد به باز کردن بحث با من که چرا حجاب داری ؟ چرا از جوونیت استفاده نمیکنی؟:)) الان توی جو یه سری مسائل هستی و مدرسه شستشوی ذهنیت داده و فلان و بهمان و قول میدم تا چند سال دیگه تو حجاب رو میذاری کنار و حسرت این روزا رو میخوری :))
یه سوال از شما دارم. به نظرتون واقعا زشت نیست کسی که حتی اسم من رو نمیدونه، توی اولین یا دومین دیدارش با من بخواد درمورد مسئله‌ی به شدت شخصی مثل پوششم باهام بحث کنه؟ [اتفاقا پیرزن مورد نظر هم حدود بیست سال بود که خارج از ایران و امریکا زندگی میکرد و همین چند روز پیش فوت کرد همونجا‌.]  یا اگه قراره بحث کنه، چرا دائما جوری صحبت میکرد که انگار طرف مقابلش از نظر ذهنی مشکل داره که این تصمیم رو گرفته؟! :)
مثال های بعدیم بیشتر مربوط به مسئله حریم جسمی میشه.
توی همه جای دنیا، این مسئله که دو تا فرد غریبه نسبت بهم باید یه فاصله خاصی رو رعایت کنن ، چه توی تاکسی چه موقع ایستاده صحبت کردن و ... هست و مثلا توی هر کشوری  دو طرف یه سری فاصله های خاص رو رعایت میکنن که موقع صحبت کردن باعث اذیت کردن طرف مقابلشون نشن و یه نوع احترام به حساب میاد. چیزی که من رو ناراحت میکنه اینه که به خاطر پوششم و دینم توی کشور خودم با اکثریت مثلا مسلمان (!) ، گاهی اوقات همین حقوق ابتداییم نقض میشه و اگه اعتراض کنم افراد شروع میکنن به نقد کردن دین و عقایدم. در صورتی که قسم میخورم ، اگر حتی مسلمان هم نبودم باز هم این مسائل برام مهم بودن.
نمیدونم تا به حال موقع پول دادن یا گرفتن بقیه‌ی پولتون، تا حالا با این مشکل مواجه شدید که یکی به  این بهانه بخواد در حد مثل دست دادن باهاتون تماس برقرار کنه یا نه... بار ها برای خودم پیش اومده و سر همین قضیه بارها از بقیه‌ی پولم ، خصوصا وقتی سکه بوده باشه گذشتم.
اولین بار، از یه مغازه نزدیک کلاس کنکورم خرید کرده بودم و یه مقدار سکه بقیه‌ی پولم میشد و طرف مقابلم یه مرد حدودا پنجاه ساله بود که اصرار داشت پول رو بذاره کف دستم مثلا :)) وقتی که من اولین بار با احتیاط ، انگشت اشاره و شستم رو جلو بردم که سکه ها رو بگیرم داد و هوار راه انداخت که اینقدر سخت نگیر تو قرآن و محمد هم اینقدر سخت نگرفتن که تو سخت میگیری!
فقط به خاطر پوشش من، به خودش اجازه داده بود که این مسئله رو اینجور آنالیز کنه و نه تنها حق رعایت نکردن حریم جسمی من رو به خودش داد بلکه شروع کرد به داد و هوار کردن درمورد دین و عقایدم و پوششم:) باز هم سوال من اینه. چرا یکی باید به خودش اجازه بده که حریم و خط قرمزای یه شخص غریبه رو زیر سوال ببره؟!
مثال بعدی توی همین دید و بازدید های عید اتفاق افتاد. یکی از اقواممون که از بچگی باهاش شوخی داشتم و رابطه تقریبا صمیمی داشتیم و چندسالی هست که به خاطر دانشگاه یه شهر دیگه زندگی میکنه، بعد از حدود پنج شیش ماه اومده بود اینجا و خلاصه طبق عادت شوخی و مزاح همیشگی باهم شوخی میکردیم که یهو یه وسیله رو به شوخی از دستم گرفت و دستامون کاملا برخورد داشت :)) این مسئله رو ذکر کنم که این شخص کاملا میدونه که عقاید من درمورد اینجور مسائل  چجوریه. و من همون لحظه با همون لحن شوخی و اینا گفتم که تو نامحرمی و الان هم دستت به دستم خورده و گناه کردی و باید فلان وسیله رو پس بدی. امروز صبح، بعد از چندین روز داشتم باهاش صحبت میکردم که یهو پی‌ام داد که از دستت دلخورم و مگه من هیزم و فلانم که اونجور برخورد کردی. به شدت دلم شکست از این برخوردش. توضیح مختصری بهش دادم که اولا شوخی بوده و دوما واقعا نامحرمی و نباید مثلا بهم دست بدیم و اینا. اما بعدش جوری رفتار کردم که انگار ناراحت نشدم... فقط هم برای اینکه مشکل خانوادگی و دلخوری و این چیزا تو فامیل بوجود نیاد احیانا... اصلا بحث حریم شخصی و قوانین و حد قرمز هایی که برای خودم تعیین کرده بودم رو متوجه نشده بود و اون هم مثل غریبه ها سریعا ربطش داد به پوششم و دینم... بدون توجه به اینکه من قبل از اینکه مسلمان باشم، یه زنم. خیلی قبلترش یه انسانم و مثل همه حق داشتن حریم رو دارم.  

و اما بدترین نوع این توجه نکردن ها به نظرم همین متلک ها و لمس کردن های وحشتناک توی اماکن عمومیه که این یکی قطعا از روی کثیفی و بیشعوری یه نفره. هیچوقت هیچوقت هیچوقت نمیتونم اون دسته از پسرایی که به خودشون اجازه میدن به یه دختر غریبه تیکه بندازن رو درک کنم! و به نظرم واقعا اهمیتی هم نداره که اون دختر چه پوششی داشته باشه. به هر حال هیچ چیزی نمیتونه این کارشون رو موجه کنه. و از متلک انداختن ها بدتر ، همین لمس کردن های مسخره‌س.
من هنوزم با ۱۸ سال سن نمیدونم در برابر این بی احترامی ها چجور باید برخورد کنم. چیزی که من گفته شده اینه که هیچوقت جواب متلکا رو ندم، چونکه اونی که متلک میندازه هر جوابی که بهش بدی خوشحال میشه و با این مسئله کنار اومدم و یه جورایی اصلا واسم مهم نیست. اما واقعا درمورد این برخورد ها و لمس کردن ها هیچ ایده‌ای ندارم. یکی از عجیب ترین تجربه‌هام رو دوسال پیش داشتم. درست چند قدمی خونه مون بود. ساعت ۸ شب . من یه پوشش کامل داشتم و هیچ مشکلی توی پوششم نبود. خاله‌م از دانشگاه اومده بود خونه‌مون و اون هم پوشش واقعا ساده‌ای داشت. یه پسره همینجور مستقیم اومد جلو و یه سری چرت و پرت گفت و لپ من رو کشید. حس اون لحظه‌م واقعا عجیب بود. عصبانیت بیش از حد و تعجب و تعجب و تعجب و تعجب. خاله‌م شروع کرد به بحث کردن با اون شخص که من تنها کاری که از دست بر میومد این بود که با عصبانیت دست خاله‌م رو بکشم و دورش کنم. چیزی که برام روشنه ، اینه که واقعا من حق این رو داشتم که یه واکنش خیلی تند نشون بدم یا حتی چند نفر رو خبر کنم و از اون شخص شکایت کنم. اما سکوت کردم. از حق خودم گذشتم.
هر دفعه که بحث دفاع کردن از حق و حقوق خودمون توی جامعه میشه، به تمام اون سکه‌هایی فکر میکنم که به خاطر اینکه حریمم رعایت بشه نگرفتم. به ماجراهای مختلف دوستام درمورد اینکه دربرابر یه سری لمس ها سکوت کردن و کار درستی بنظر میومده فکر میکنم. به اینکه هر دفعه یکی یهو بحث رو اینجور باهام باز میکنه که مگه عربی که این پوشش رو داری؟ و من لبخند میزنم فقط و بازم سکوت میکنم. به تمام این "بزرگش نکن" ها. به همه این از حقت بگذر ها. هر چند باور قلبی دارم که هیچکدوم از این رفتار ها توی اون دنیا بی جواب نمی مونن... اما واقعا خیلی دوست داشتم که میتونستم حقم رو توی همین دنیا هم بگیرم. چون این سکوت کردن ها و گذشت کردن ها عادت میشه. شاید این مسائل خیلی جدی بنظر نیان، و شایدم واقعا جدی نباشن، اما بالاخره مسائل مهم تری هم ممکنه پیش بیاد و ترسم و غمم واسه همه اوناییه که درمورد اون مسائل هم سکوت کردن...
+میدونم خیلی وقته که تب و تاب هشتگ me too و به اشتراک گذشتن این تجربه‌های تلخ ، کم شده.. ولی هر کسی که این پست رو میخونه، اگر دلش میخواد، میتونه سکوتش رو دربرابر این جور تجربه ها بشکنه و مثلا توی یه پست درمورد تجربه ها و واکنش ها و احساسات خودش بنویسه:) بلکه یه ذره هم که شده سکوت نکنیم...
  • آنیا بلایت
قشنگ نوشتی ...
یه عده توهم میزنن روشن فکرن ،نمیدونن که جنبه ندارن و اصلا بلدنیستن روشن فکر باشن!😏
جدایِ ازبحثِ دین و اعتقاد ، ما باید به خودمون و شخصیت خودمون ارزش قائل بشیم.
قشنگ خوندی میم الف جان:)
آره دقیقا همینطوره... 
مشکل اینجاست که سکوت کنی یجور اذیت میشی نکنی هم یجورِ دیگه...
دقیقا...
دلم میخواد اگه سکوتم رو شکستم ، لازم نباشه توضیح اضافه‌ی دیگه‌ای بدم یا بابت چیز دیگه‌ای اذیت بشم.
الان که این پست رو خوندم تازه متوجه شدم که تو این سال ها چقدر حریمم رعایت نشده و بدتر اینکه به نظرخودم عادی بوده... 
از بس که چشم پوشی کردیم، حتی برای خودمون هم عادی شده..
اتفاقا منم با این گرفتن بقیه ی پول سکه ای خیلی مشکل دارم،همیشه هم کف دستمو دو متر پایین تر میگیرم،طرف نشونه گیریش خوب بود که هیچی،خوب نبود که سکه گم و گور شده:))


اینم فکر جالبیه :)) البته اگه طرف از نشونه گیر شرف نظر نکنه و به روش خودش عمل کنه -_-
وای اون پول گرفتن معضلی شده واسه خودش برامن!من واسه سکه دستمومثه "کاسه"میکنم بندازن کف دستم پول کاغذیم دورترین نقطه دردسترسشومیگیرم
میدونی نمیخام بگم همه این افراداینحوری که توگفتی چه اونی پول دادبهت چه اونی لپتوکشیدمریضن چون من ارتباطی باهاشون نداشتم وتوفقط شایدچندباربااین نوع افرادبرخودداشتی ولی هنوزهستن کسایی که نتونستن رییس نیازطبیعی بدنشون بشم

دربحث پوششت،من چادری نیستم ولی ازدیدخودم احساس میکنم پوششم کامله وهیچ کس نمیتونه ایرادی ازش بگیره حتی اگه چیری بگه سعی میکنم منطقی پاسخشوبدم،توبایدواقعااینقدرتمرین کنی که اگه کسی سراین موضوع چیزی بهت گف منقاعدش کنی این دیده توعه واینقدرسراین زمینه عاقل وبالغ هستی که نیازی نیست کسی اینجورحرفی بهت بزنه
منم چادری نیستم تیکی جان. فقط حجابم کامله و مثلا زیر شال و روسریم هد میپوشم که یه ذره هم که شده موهام مشخص نباشه... یا مثلا شالم رو یه جور میپوشم که یه قسمتیش مثل هد بشه و بقیه‌ش رو دور سرم میپیچونم:)
باور کن منم میتونم از عقیده‌م دفاع کنم. ولی مشکل اینجاست که نمیشه با یه پیرمرد عصبانی بد دهن بشینم و منطقی درمورد عقاید و باور هام صحبت کنم. نه وقتش هست و نه موقعیت جالبیه. اصلا اون شخص چه نیازی داره که دلایل من رو واسه انتخابم بدونه؟ نمیشه فقط احترام بذاره به انتخاب من؟ 

چرا تو خونواده بهم میگن لوس بی جنبه حساس فلان؟چون من رو این چیزا حساسم و هیچکی دقیقا هیچکی براش مهم نیست و این وسط من میشم نازک نارنجی:/
آره منم خیلی بر چسب بی جنبه بودن بهم خورده:/ یا بارها شوخی کردن با این مسئله که رو حجاب و دست ندادن و ... حساسم:) 
:) چه خوب نوشتی.
فکر کنم همه تجربیاتی در این زمینه ها داشته باشیم که بعضا منزجر کننده هستند.

برای پول خرد من دستکش دستم می کردم و موقع دادن یا گرفتن پول این طوری اعصابم از رعایت نکردن طرف خرد نمیشد.
خوب  خوندی عزیزم :)
نمیشه که توی همه فصل سال دستکش پوشید -_- سخته خدایی -_- من ترجیح میدم از پولم بگذرم :))
این پول سکه رو همه داریم انگار من دست میگیرم که بندازن تو دستم یا جوری میگیرم دستم برخورد نکنه موارد دیگه پیش نیومده 
ولی راجب دست دادن همیشه دلم خواست بنویسم واسه من که معضلی شده این فرهنگ جا نیفتاده که اقایون نباید برا خانوما دست دراز کنن یه خانوم اگه تمایل داشت خودش شروع کننده خواهد بود
مورد داشتیم با داییم دست دادم بقیه اقایونم دست دراز کردن :| ینی یه لحظه فکر نکردن خب این داییشه چرا باید به من دست بده :|| جوون هم نیستنا مثل بابام یا بزرگتر اما نامحرم نامحرمه:|
واقعا هم دست جلو میارن ادم توی رودربایسی گیر میکنه :/ جالب اینجاس یکی از فامیلامون گفت چه اشکال داره نمیخودنت که:||||||
برای من هم این دست دادنه چند بار اتفاق افتاده بود که من وقتی همون لحظه گفتم دست نمیدم هیچ وقت دیگه تکرار نشد :))  بنظرم اگر بگی بیشتر افراد درک‌میکنن و ناراحت نمیشن و یا حتی اگه هم بشن مهم اینه که ارزش هایی که واسه خودت تعیین کردی احترام بذاری و خیال خودت راحت باشه:) چیزی که تضمینیه اینه که اگه رد کنی دیگه تکرار نمیشه :))
+دقیقا مشکل همینه. چیزی که برای من و شما عذاب آوره ، چون در نگاه بقیه عادی و بی اهمیته ، بعضی ها به خودشون اجازه میدن که درمورد اینکه ما این حد و مرز ها رو داشته باشیم یا نه اظهار نظر کنن...
نه یه دستکش نخی توی کیفم همیشه میگذاشتم و موقع گرفتن یا دادن پول دستم میکردم.
شاید ایده‌ی خوبی باشه:)) درموردش فکر میکنم:)
با پستت از جهت رفتارهایی که میشه کاملا موافقم
من با پوشش اجباری مخالفم ولی با چادر مخالف نیستم . خیلی از این کسانی که ادعا می کنند که کسی نباید به پوششون گیر بده گاها به چادر بقیه گیر دادن!
همونطور که خیلی از کسانی که به حجاب اعتقاد ندارن دوست ندارن یک خانم چادری بهشون تذکر بده که چرا چادر نداری یا داری چرا روسری نداری یا داری همین بلعکسشم باید صدق کنه. یعنی هیچ خانم مانتویی ای حق نداره دخالت کنه توی پوشش شخص دیگه و باید به عقاید هم احترام بذاریم . ولی متاسفانه احترام به عقاید مرده . چادری می خواد بی اعتقاد به حجاب رو به زور روسری دار کنه و بی اعتقاد به حجاب هم به زور می خاد چادر از سر یک خانم محجبه بکشه!
ولی یکی نیست بگه چرا احترام نذاریم؟
من به دست دختر رو گرفتن یا نگرفتن رو فرضا اعتقاد ندارم . ولی وقتی یک کسی اعتقاد داره باید بهش احترام بذارم . بحث هیزی نیست . این روز ها همه می تونن از اینترنت مطالعه کنن و راهی رو انتخاب کنن . وقتی کسی انتخاب کرد که جنس مخالفش نباید تماس داشته باشه خب راهیه که انتخاب کرده و همه باید بهش احترام بذارن ولی نمی ذارن
چون محدودیت ها زیاد بوده همه هر جوری که شد سوء استفاده هاشون رو می کنن .
در نهایت اگر از یکی که خوش نداره دستش به دستمون بخوره خوشمون نیامد یا بهمون بر خورد تماسمون رو محدود می کنیم یا اصلا قطع می کنیم . خیلی بهتره هم رو نبینیم تا اینکه تجاوز کنیم به حریم عقایدی همدیگر.
من داخل فامیل هم دارم دختر عمویی که چادری هست و دخترعمویی که نیست و دست هم میده. به هر دو شون احترام میذارم. به یکی دست میدم . به یکی فقط سلام و تکون دادن گردن . به عقیدش احترام می ذارم. اینکه بگم ای بابا محمد ول کرد تو ول نکردی و حریم اش رو بشکنم اشکال از اون نیست بدون شک اشکال از منه!
ما هر زمان یاد بگیریم که عقاید همدیگر رو احترام بذاریم مشکل حل میشه . اگر حجاب نداشتن غلطه بذاریم همه راه غلط خودشون رو برن. بلعکس اگر چادر داشتن غلطه و ما مطمئنم هستیم که مثلا غلطه گیر ندیم و اگر کسی همین راه غلط رو انتخاب کرده بهش احترام بذاریم بذاریم راه غلطش رو بره . اون اونطوری دوست داره
چادر داشتن اون آدم نه به من نوعی ضرری می رسونه نه آزادی من رو سلب می کنه . پس لطف من نیست!! وظیفه صد درصد منه که کاملا به عقاید اون خانم چادری احترام بگذارم و در حریمش نفوذ نکنم . بارها شده خانم چادری پشت فرمون ماشین بوده و خواسته پول خورد بده دستم رو مثل گداها گرفتم که پول رو بندازه توی دستم!
یا خواستم به یک خانم چادری پول خوردی بدم یا کلید بدم دستم رو غنچه کردم که بتونه با فاصله بگیره دستش رو و اون شی رو بهش بدم . این شعور من رو می رسونه که دارم به عقاید اون خانم احترام میذارم.
ولی ما یاد نگرفتیم به عقاید و راه همدیگه احترام بذاریم. چادری به بی حجاب گیر میده و بی حجاب هم به چادری!
همین انرژی رو توی مسیر خودمون بذاریم خیلی بهتره
پرحرفی کردم می دونم /
من چادری نیستم ، اما به نظر منم باید به هر کسی با هر پوششی احترام گذاشت و به قول شما هر کسی آزاده پوشش و خط قرمزای خاصی برای خودش مشخص کنه و وظیفه بقیه فقط احترام گذاشتن به اون پوشش و عقایده. 
یه تجربه‌ی جالب براتون بگم از این بی احترامی ها. 
من و دوستم کلاس ریاضی میرفتیم، و من پوششم جوریه که زیر شالم هد میپوشم که حتی ریشه‌ی موهام هم معلوم نباشه و مانتو هام معمولا بلندن و روی زانوم یا حتی تا مچ پام میرسن. بر عکس من دوستم به حجاب اعتقادی نداره و فقط از روی اجبار شال یا مقنعه می پوشه و مانتو هاش گاهی کوتاه هم هستن اما در کل به نظر من پوشش خیلی عادی داره و اصلا زننده نیست ( که اگر هم بود بازم به خودش مربوط بود!) قبل از اینکه دوستم بیاد، دو تا دختر شروع کردن به دست انداختن من با یه سری شوخی های سطح پایین که از لبنان اومدی یا سوریه و یا مگه مجبوری توی این گرما اینجور لباس پوشیدی و اینجور حرفا. به شدت شوخیاشون روی اعصابم بود ولی چون اهل دعوا و دردسر درست کردن اونم با اونجور افراد پررویی نیستم لبخند زدم و جوری رفتار کردم که انگار منظورشون رو از  این شوخی ها نمی فهمم. چند دقیقه بعد که دوستم اومد همون دوتا دختر بهش گیر دادن چقدر مانتوت کوتاهه! تو که چاقی باید یه چیز بلند بپوشی که رونات رو کامل بپوشونه. و برخورد دوستم این بود که خیلی راحت بهشون گفت یعنی چی؟! مگه به شما ربطی داره من چی میپوشم؟ 
منم کلی از رفتار دوستم شجاعت گرفته بودم و گفتم لباس پوشیدن هر کس به خودش مربوطه. 
اصلا وقاحت اینجور افراد رو درک نمیکنم که تو روی یه نفر بهش میگن چاق! یا مانتوت کوتاهه یا حجابت زیادیه! چیزی که واسم جالب بود این بود که این افراد واسه همه فضولن. چیزی از حق انتخاب و احترام گذاشتن به بقیه نمی دونن..

میفهمم ولی یه چیزی عجیبه واسم من توهینی به پوشش یا اعتفادم هیچ پسری نکرده ولی از قشر خانم زیاد دیدم :|
و عجیبه برام.
ولی اینکه میگی تاکسی رو اره منم همچین مشکلی رو دارم :(
پسرایی که متلک میندازن و مزاحمت ایجاد میکنن کلا در برابر همه همین برخورد رو دارن:))
ولی آره راست میگی منم خودم از دست دخترا خیلی عصبانی شدم و بهم برخورده. خیییلیییی. 
من نتونستم رک بگم دست نمیدم :( ولی شده شرایطی فراهم کردم مثلن دور شدم یا اخر همه رفتم که دیگه اونا نشسته باشن و من دست ندم یا دستامو گره میکنم 
اما گاهی جدااا هیچ راه فراری نیییست...البته برا جوونا راحت میشه گفت ویا فهموند به اونا دست نمیدی اما مردهای بزرگتر فامیل .... میترسم حمل بر بی احترامی کنن 

امتحان کن :)) من ندیدم تا حالا کسی خیلی ناراحت بشه. شاید همون لحظه یه سری شوخی و اینا با آدم بکنن ولی ته تهش ندیدم خیلی ناراحت بشن:)
اون ایده‌ی دور شدن از همه رو سر اینکه دیگه روبوسی هم نمیکنی ( حتی با خانم ها ) دوست دارم >:))
عاغا یه بار تازه از حموم درومده بودم و مجبور شدم با چندتا خانم روبوسی کنم، اینقدر کرم و آرایش چسبید به لپم که پر شدن روزنه های پوستم با کرم رو قشنگ حس میکردم :||||||||
نه منظورم اینه تا حالا از پسر متلک نشنیدم شاید فقط یکی دو بار ولی از دختر تا دلت بخواد :|
عجیبه واسم😑
پست جالبی بود:)
ایشالا که کلا این رفتار متلک بین دختر و پسر ترک بشه کلا:)
ممنون :)♡
خخخخ 

میگم اخه تا حالا دست دادم بعد الان بگم نمیدم ناجور نیس؟؟ :|   البته اول اول دست نمیدادم یه مدته تسلیم شدم همه جا نمیتونم هی دور شم:|
دیگه انتخاب با خودته :)) ♡♡
قشنگ نوشتی شما:)
این مشکلانو منم دارم یکیشم وقتی یه آقا تو تاکسی میشینه و اصلا نشیتند رعایت نمیکنه....
تاکی سکوت کنیم مامانم همیشه جواب هرحرفی رو نده چون چیزی به نام منطق نمیدونن چیه...و راضی نمیشن تو داری چی میگی...
موفق باشی کنکوری جان:)
قشنگ خوندی عزیزم :)♡
ممکنه سکوت توی این موارد درست بنظر بیاد ، ولی قطعا عدالت نیست...
ممنون عزیزم :)♡♡
وای من اون دفعه که این پستت رو باز کردم فرداش امتحان داشتم و دیدم طولانیه گذاشتم بعدن بخونم الان خوندمش 
چقدر خوب این معضل رو توصیف کردی واقعا خیلی عذاب اوره همچین رفتارهایی . 
من خودم چادری هستم و به بقیه پوشش ها هم احترام میذارم.
مرسی که وقت گذاشتی و برگشتی و خوندی این پست رو ^~^ ♡♡
خیلی هم عالی *-* ♡ 
خیلیییییی عالی بود خیلیییی
ممنونمممم:)♡♡
چه خوبه که بدون رمز جرات داشتی این حرفا رو بزنی. آفرین عزیزم
ممنون بخاطر اینکه در پست من هم صمیمی‌تر نظر دادی
خدا شعور اینا رو زیاد کنه
خواهش میکنم :)
به نظر من کسی که مورد اینجور آزار ها قرار میگیره مقصر نیست و لازم نیست از چیزی خجالت بکشه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

پشت آبشار

حتی اگر تمام طول شب را گریسته باشی، باز هم دمیدن صبح برایت نشاط آور خواهد بود

از پشت یه آبشار بلند براتون می نویسم!

نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan